پهن دشت

پهن دشت

پهن‌دشت به معنای زمین وسیع و همواری است که مساحت زیادی را در بر می‌گیرد و اغلب فاقد تپه‌ها و کوه‌های بلند است. این واژه نشان‌دهنده مناطقی با سطح صاف و گسترده است که چشم‌انداز وسیعی را ارائه می‌دهد و امکان حرکت و کشاورزی آسان را فراهم می‌سازد. پهن‌دشت‌ها معمولاً حاصل رسوبات رودخانه‌ها، فرسایش و ته‌نشینی خاک‌های مختلف هستند و خاک‌های حاصلخیز آن‌ها برای کشاورزی و دامداری مناسب است. این مناطق به دلیل وسعت و همواری، اغلب مکان مناسبی برای سکونت، توسعه شهری و ایجاد مسیرهای ارتباطی محسوب می‌شوند. پهن‌دشت‌ها در بسیاری از فرهنگ‌ها و تمدن‌ها اهمیت اقتصادی و استراتژیک داشته و به عنوان مراکز تولید مواد غذایی و منابع طبیعی شناخته شده‌اند. این زمین‌ها همچنین نقش مهمی در تنوع زیستی دارند و زیستگاه گونه‌های گیاهی و جانوری متنوع به شمار می‌روند. پهن‌دشت‌ها با ویژگی‌هایی مانند بادخیز بودن، دسترسی به منابع آب سطحی و شرایط اقلیمی خاص، محیطی منحصر به فرد را ایجاد می‌کنند. این واژه در جغرافیا، زمین‌شناسی و نقشه‌برداری برای توصیف نواحی وسیع، صاف و غالباً قابل استفاده کاربرد دارد.

لغت نامه دهخدا

پهن دشت. [ پ َ دَ ] ( اِ مرکب ) دشتی عریض. دشتی فراخ. دشتی پهناور. صحرای وسیع و متسع:
ز سم ستوران در آن پهن دشت
زمین شدشش و آسمان گشت هشت.فردوسی.ندانست کش دست آزرده گشت
ز پیکار شد خیره در پهن دشت.فردوسی.همه رنج و تیمار تو باد گشت
که رستم پدید آمد از پهن دشت.فردوسی.نبیره پسر بود [گودرز را] هفتاد و هشت
از ایشان نبد جای بر پهن دشت.فردوسی.همی بود [کیخسرو] بر پیل بر پهن دشت
بدان تا سپه پیش او درگذشت.فردوسی.بیامد به پیش سپه برگذشت
بیاراست لشکر بر آن پهن دشت.فردوسی.یکی مرد بر گرد لشکر بگشت
که یکتن مبادا درین پهن دشت
که گوری فروشد ببازارگان
بدیشان دهند اینهمه رایگان.فردوسی.بدو گفت رستم که او خود گذشت
نشسته ست هومان در این پهن دشت.فردوسی.چو شد روز روشن از آن پهن دشت
بدیدند هر سو که لشکر گذشت.فردوسی.ستاده ست از آنگونه بر پهن دشت
کزینسان سپاهی برو برگذشت.فردوسی.دگر گفت چون لشکرت بازگشت
تو تنها بمانی درین پهن دشت.فردوسی.تو باری چه مانی درین پهن دشت
که مرگ آمد از دشت سوی تو گشت.فردوسی.همی بود چندان بدان پهن دشت
که لشکر فراوان برو برگذشت.فردوسی.دگر باره از آب اینسوگذشت
بیاراست لشکر بر آن پهن دشت.فردوسی.یکی بیشه دید اندر آن پهن دشت
که گفتی برو بر نشاید گذشت.فردوسی.چو از روز نه ساعت اندرگذشت
ز ترکان نبد کس بر آن پهن دشت.فردوسی.همی تاخت اسب اندر آن پهن دشت
چو یک روز و یک شب برو بر گذشت.فردوسی.ز کوه اندر آمد بهامون گذشت
کشیدندلشکر بر آن پهن دشت.فردوسی.قضا را خداوند آن پهن دشت
در آن حال منکر برو برگذشت.سعدی.

فرهنگ فارسی

دشتی عریض دشتی فراخ

جمله سازی با پهن دشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهباز دلربای سخاوت به روی دست در پهن دشت سینه مردم کند شکار

💡 شکار اگر چه درین پهن دشت بسیارست مرا گرفتن عبرت ز روزگار بس است

💡 شهی که خیمه قدرش اگر به پای کنند به قدر پرده‌سراییست پهن دشت مکان

💡 چه مایه هنرها برین پهن دشت که کردیم و گردون بران بر گذشت

💡 چنان جنگ سختی در آن پهن دشت نمودند کز آن فلک خیره گشت

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز