پناگاه

مترادف‌ها

پناهگاه، سرپناه، مأوا، ملجأ

متضادها

آوارگی، بی‌خانمانی، بی‌‌پناهی

لغت نامه دهخدا

پناگاه. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) مخفف پناه گاه. جای پناه و مأمن را نیز گویند. ( آنندراج ).

جمله سازی با پناگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ارتش لبنان در ادامه جنگ با نیروهای نظامی القاعده، کمپ پناگاه فلسطینیان در نهرالبارد را درهم‌کوبید. رویترز

💡 مرو از مقدم او شد ز صفا باغ ارم شد پناگاه امم

💡 در میان جنگل‌های انبوه و تاریک، آن‌ها تلاش کردند تا یک پناگاه موقت از شاخه‌های درختان بسازند تا از باران‌های شدید شبانه در امان بمانند.

💡 در شرایط بحرانی و وقوع سیلاب‌های ناگهانی، پیدا کردن یک پناگاه مستحکم و مرتفع می‌تواند تفاوت میان مرگ و زندگی برای ساکنان مناطق کم‌ارتفاع باشد.

💡 کودک با ترس به اطراف نگاه می‌کرد و در آرزوی رسیدن به یک پناگاه امن بود تا بتواند در آن فضای آرام از کابوس‌های خود رها شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران