لغت نامه دهخدا
پسیج. [ پ َ ] ( اِ )رجوع به بسیج شود.
پسیج. [ پ َ ] ( اِ )رجوع به بسیج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلیل ناهمواری توده خشکی ساحل، دو جریان مزبور با تأثیر خود بر اقلیم این ناحیه موجب تغییر آن شده و اجازه نمیدهند دماهای آن بهطور یکنواخت با عرض جغرافیایی بالاتر آن افت پیدا کند. ساحل جنوبی تییرا دل فیوگو بخش شمالی ساحل دریک پسیج را تشکیل میدهد.