پس کشیدن

لغت نامه دهخدا

پس کشیدن. [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) بعقب بازگشتن. بقهقرا شدن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) بعقب کشیدن خم کردن سرش را پس کشید. ۲- ( مصدر ) بعقب باز گشتن بقهقرا رفتن.

جمله سازی با پس کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کند پس کشیدن عنان را کمین که پیشی به گردش رساند جبین