پری صورت

مترادف‌ها

زیباروی، زیبا، ماه روی، خوش‌روی

متضادها

زشت‌رو

لغت نامه دهخدا

پری صورت. [ پ َ رَ ] ( ص مرکب ) که چهره و سیمای پری دارد. پریروی. پری پیکر. پریرخ. پری رخسار. خوبروی. زیباروی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پری رخ پریروی.

جمله سازی با پری صورت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه دیوانه گشته ای ای دل زان پری صورت ملک اخلاق

💡 در محبت هست تأثیری که چون نقش پری صورت لیلی ز جیب بید مجنون گل کند

کلمات مرتبط