پری داری

لغت نامه دهخدا

پری داری. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) چگونگی پریدار: و عبادتی آغاز نهاد و دعوی پریداری کردیعنی جنیان با او سخن میگویند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

کیفیت و حالت پری دار پری داشتن جن داشتن.

جمله سازی با پری داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتمش رخ چون پری داری وچون زنجیر زلف گفت اگر دانسته ای هست این چنین دیوانه باش

💡 اگر یک قطره خون داری اگر مشت پری داری بیا من با تو آموزم طریق شاهبازی را

💡 هم دم دیو به از مونس خود، خود بودن آدمی نیست حقیقت که پری داری نیست

💡 پندار کامشب شب پری یا در کنار دلبری بی‌خواب شو همچون پری تا من پری داری کنم

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز