ونان

لغت نامه دهخدا

ونان. [ ] ( اِخ ) دهی است جزو دهستان وزوا از بخش دستجرد شهرستان قم واقع در 9 هزارگزی قاهان. موقع طبیعی آن کوهستانی و سردسیری است. سکنه آن 602 تن. آب آن از قنات و در بهار از رود محلی و محصول آن غلات، بنشن، باغات و انواع میوه جات سردسیری و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده دهستان روزوا بخش دستجرد شهرستان قم استان مرکز. در ۱۸ کیلومتری شمال دستجرد. کوهستانی سردسیر ۶٠۲ تن سکنه دارد.

جمله سازی با ونان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز وشب در طلب جامه ونان مضطربست خواجه را فکر معاشست، نه تدبیر معاد

💡 فربه مساز لقمه تن رابه آب ونان آخر به تنگی دهن گور می نگر

💡 بگذر ار تن تا نخواهی آب ونان نه شوی محتاج دونان بهر آن

💡 سیم را ببستند بی آب ونان ببستند در را به بیچارگان

💡 آن یکی گفتا که جان به از زرم رفتم اینک سوی شهر ونان خرم

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز