کلمهی وصیفت (مؤنث وصیف) یک واژه عربی است که در فارسی نیز وارد شده است و به معنای کنیزک یا دختر خدمتکار به کار میرود. این واژه از ریشه «وَصَف» گرفته شده و در متون کهن فارسی و عربی برای اشاره به زنانی که در خانه یا دربار خدمت میکردند استفاده میشده است. در منابعی مانند مهذب الاسماء، «وصیفت» به صورت صفتی برای توصیف خدمتکاری زنانه، خرد یا کمسن به کار رفته است. این واژه بار معنایی رسمی و کلاسیک دارد و بیشتر در ادبیات تاریخی، داستانها و متون رسمی دیده میشود. در مکالمه روزمره، معادلهای سادهتر مانند «خدمتکار زن» یا «کنیز» جای آن را گرفتهاند. معمولاً «وصیفت» اشاره دارد به زن جوان یا دختری که وظایف خدماتی انجام میدهد و در امور خانه یا امور شخصی ارباب خانه کمک میکند. این واژه به خودی خود بار تحقیرآمیز یا منفی ندارد، بلکه بیشتر نشاندهنده جایگاه و نقش اجتماعی اوست.
وصیفت
لغت نامه دهخدا
وصیفت. [ وَ ف َ ] ( ع ص، اِ ) وصیفة. مؤنث وصیف، به معنی خدمتگار: ملکزاده را بیاورد و بر تخت نشاند و وصیفتان و غلامان صف زده بودند. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).
تا چندروز دیگر از آن هر وصیفتی
بر خویشتن به کار برد درّ شاهوار.فرخی.نشان جلاجل و خلخال دارد و عجب است
وصیفتان را باشد جلاجل و خلخال.فرخی.و رجوع به وصیفة شود.
وصیفة. [ وَ ف َ ] ( ع ص، اِ ) کنیزک خرد. ( مهذب الاسماء ). مؤنث وصیف، به معنی خدمتگار. خدمتگاری که دختر یا کنیز بود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج، وصائف. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با وصیفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون وصف آن وصیفت زیبا نگاشتم لَم یَبقَ فی القَطیعَهِٔ وَصف الّذی وَصَف