وشب

لغت نامه دهخدا

وشب. [ وَ ] ( ع ص، اِ ) هر چیزی ردی و گنده و سطبر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). غلیظ. ( اقرب الموارد ). || گروه مردم از هر جنس. ج، اوشاب. ( ناظم الاطباء ).
وشب. [ وِ ] ( ع اِ ) یکی اوشاب است و اوشاب به معنی گروه مردم از هر جنس، و آن مقلوب اوباش است. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مدخل قبل شود.

فرهنگ فارسی

یکی اوشاب است و اوشاب بمعنی گروم مردم از هر جنس و آن مقلوب اوباش است

جمله سازی با وشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز وشب همچون مگس با انگبین با چو تو شیرین لبان دارند کار

💡 سال ها بسته بدم لب پی ذکرش چون میم روز وشب بود قدم خم به رکوعش چون دال

💡 مهر وسپهر وروز وشب ومردم ونبات ابداع کرده حکمتش اندر جهان چشم

💡 چنین داد پاسخ که جوینده مرد دوان وشب و روز با کار کرد

💡 تو آن نبودی که روز وشب بدی طالب من آن نبودم کت سال و مه بدم مطلوب

💡 چرخ گویا دردل از من کینه دیرینه دارد ور نه روز وشب چرا خواهدچنین زار و فکارم

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز