واگرداندن
مترادفها
برگرداندن، بازگرداندن
متضادها
پیش بردن، ادامه دادن
فرهنگ عمید
برگرداندن، بازگردانیدن.
جمله سازی با واگرداندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همچنین وظیفهٔ کلیسا را «خُرد کردن نیرومندان و پوچ کردن امیدهای بزرگ و به تردید افکندن لذت زیبایی، و تبدیل هرآنچه مردانه و پیروزگرانه و سروری-خواهانه است به سسترأیی و خودویرانگری، و نیز واگرداندن عشق به تمام آنچه زمینی است و عشق به فرمانروایی بر زمین، به نفرت از زمین و آنچه زمینی است» تعریف میکند.
💡 دولت تصمیم گرفت با اجرای سیاستهای جدید اقتصادی، روند تورم را متوقف کرده و با اقدامات اصلاحی، وضعیت بازار را به حالت قبل واگرداند.
💡 تلاشهای مداوم تیم حقوقی برای واگرداندن حق مالکیت زمین به خانواده آسیبدیده، پس از سالها دادگاه و بررسی مدارک، بالاخره با موفقیت همراه شد.
💡 او سعی داشت با صحبتهای منطقی و آرام، خشم دوست قدیمی خود را فرو بنشاند و شرایط را به حالت عادی واگرداند تا رابطه دوباره برقرار شود.