لغت نامه دهخدا
واپس گرفتن. [ پ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بازگرفتن. دوباره پس گرفتن. || بازپس استادن. ( ناظم الاطباء ). استرجاع. ( آنندراج ). و رجوع به واپس ایستادن و واپس استیدن شود.
واپس گرفتن. [ پ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بازگرفتن. دوباره پس گرفتن. || بازپس استادن. ( ناظم الاطباء ). استرجاع. ( آنندراج ). و رجوع به واپس ایستادن و واپس استیدن شود.
باز گرفتن دوباره پس گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با بالا گرفتن دعواهای سیاسی، مخالفان داخلی و خارجی مصدق از شاه میخواستند که مصدق را عزل و زاهدی را به جای او منصوب کند؛ ولی شاه ترجیح میداد این کار از سوی مجلس انجام گیرد. پس از مطرح شدن طرح استیضاح مصدق و ارائه طرح تحقیق و تفحص از صندوق اندوخته اسکناس دولت در مجلس، مصدق تصمیم به انحلال مجلس که واپسین پایگاه مخالفان او چون زاهدی هم بود، گرفت. با بسته شدن مجلس، بقایی دستگیر شد ولی زاهدی گریخته و پنهان شد.
💡 او اصالتا یهودی است و از " چپ واپسگرا" در مؤسساتی مانند دانشگاه کیپ تاون به دلیل ایجاد محیطی خصمانه با یهودیان انتقاد کرده است. او همچنین از آفریقای جنوبی به دلیل تمایل فزاینده به خودکامگی و فاصله گرفتن از دموکراسیهای لیبرال انتقاد کرده است، و به ویژه از کسانی در آفریقای جنوبی که با حماس سمپاتی دارند، به تندی انتقاد کرده است.