لغت نامه دهخدا
هم وثاقی. [ هََوُ ] ( حامص مرکب ) هم خانه بودن. مجاورت:
مسیحای مجرد را برازد
که با خورشید سازد هم وثاقی.حافظ.
هم وثاقی. [ هََوُ ] ( حامص مرکب ) هم خانه بودن. مجاورت:
مسیحای مجرد را برازد
که با خورشید سازد هم وثاقی.حافظ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چند می و سماع و ساقی طلبی با اهل نشاط هم وثاقی طلبی
💡 ز طرب نماند باقی، که مرا تو هم وثاقی چو لب تو گشت ساقی نکند خمارم امشب
💡 بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است هرکه با جان هم وثاقی کرد با تن دشمن است