لغت نامه دهخدا
هم تگی. [ هََ ت َ] ( حامص مرکب ) برابری. با هم پیش رفتن:
هرکه را با اختری پیوستگی است
مر ورا با اختر خود هم تگی است.مولوی.
هم تگی. [ هََ ت َ] ( حامص مرکب ) برابری. با هم پیش رفتن:
هرکه را با اختری پیوستگی است
مر ورا با اختر خود هم تگی است.مولوی.
برابری با هم پیشرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجا در دل بماند جان، اگر جانان برون آید کسی کز هم تگی دیدن زمام از دست بستاند