هشیار کردن

مترادف‌ها

بیدار کردن، آگاه کردن، هوشیار کردن

متضادها

خواباندن، بی‌هوش کردن

لغت نامه دهخدا

هشیار کردن. [هَُ ش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به خود آوردن. افاقه. به هوش آوردن. از مستی و غفلت بیرون آوردن:
میی خور کز سر دنیا توانی خاستن یکدل
نه آن ساعت که هشیارت کند مخمور بنشینی.سعدی.

فرهنگ فارسی

بخود آوردن بهوش آوردن

جمله سازی با هشیار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حیفست ای شاه مهین هشیار کردن این چنین والله نگویم بعد از این هشیار شرحت ای خدا

💡 از نصیحت مست را هشیار کردن مشکل است شور دریا کم به سعی ناخدا کی می شود؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران