هردنگ
لغت نامه دهخدا
هردنگ. [ هََ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع در 51 هزارگزی جنوب خاوری خوسف. جایی است دامنه، معتدل و دارای 141 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غله، بادام، عناب و کار مردم زراعت، مالداری و کرباس بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جمله سازی با هردنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رابطه با آثار تاریخی این شهر میتوان به مسجد جامع خوسف، آرامگاه ابن حسام خوسفی، قلعه خوسف، خانههای علوی و مالکی و مدرسه ابن حسام و در خصوص آثار قبل از اسلام به سنگنگارههای هردنگ مربوط به دوران ساگارتی اشاره کرد.
💡 هم اکنون در بالای تپه ای مشرف به نقاط مختلف در روستای هردنگ سرای امیار که مربوط به امیر عبدالصمد خزیمه و اجدادشان از جمله امیر حاجی محمد خان عرب خزیمه (وی همچنین بانی مسجد پخت سربیشه می باشد و کتیبه بالای شبستان مسجد مستند بر این ادعاست) والی ناحیه هردنگ، سربیشه و نه بوده وجود داشته که از معماری مخصوص دوران قاجاریه برخوردار است.
💡 محل سکونت بیشتر این طایفه، جنوب خراسان در حوالی شهر بیرجند و روستای هردنگ بودهاست.