لغت نامه دهخدا
نمودش. [ ن َ دِ] ( اِ ) نمودج. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نمودج شود.
نمودش. [ ن َ دِ] ( اِ ) نمودج. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نمودج شود.
نمودج ٠
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← نمودار داده شار
💡 پر نگارش کرد ساعد چون عروس پس نمودش ماکیان دادش خروس
💡 جهان اندر نظر زندان نمودش از آن سرمست بیرون شد ز منزل
💡 چه بازی نمودش سپهر روان چه آمد به رویم ز پیر و جوان
💡 ز اصل او که واصل بود اینجا نمودش جمله حاصل بود اینجا
💡 درآن رزم به راشد آمد دچار نمودش به یک ضرب با اسب چار