نظام نامه

لغت نامه دهخدا

نظام نامه. [ ن ِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) آئین نامه ای که انتظامات داخلی هر دستگاهی را مشخص کند.

فرهنگ معین

(نِ. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) آیین نامه.

فرهنگ عمید

آیین نامه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آیین نامه.
آئین نامه ای که انتظامات داخلی هر دستگاهی را مشخص کند ٠

جمله سازی با نظام نامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پادشاه سجو دولت را قادر ساخت تا تعداد دقیق جمعیت را تعیین کند و نیروها را به طور مؤثر تجهیز کند. او همچنین قوانین زمین را برای بهبود اقتصاد ملی اصلاح کرد و انتشار کتاب را تشویق کرد. مهمتر از همه، او نظام نامه اداره دولتی را گردآوری کرد (گیونگ‌گوک‌ دایجون)، که سنگ بنای اداره سلسله شد و اولین شکل قانون اساسی را به صورت مکتوب در کره ارائه کرد.

💡 پدرش مهمانخانه کوچکی را اداره می‌کرد. سرتامس در آن مهمانخانه از قیافه تازه واردان نقاشی می‌کشید. او در سال ۱۷۹۱ با اینکه سن او کمتر از ۲۵ سال بود و مشمول مواد نظام نامه عضویت آکادمی نمی‌شد به این سمت رسید. سپس نقاشی دربار به عهده او قرار گرفت. مدتی بعد ریاست آکادمی را به عهده گرفت. در سال ۱۸۳۰ او در گذشت.

💡 بلاخره در سال 1300 ه .ش نظام نامه تشکیلات اساسی نشر و نافذ گردید. در مرکز شورای دولتی، و در ولایات حکومت اعلی و کیلان مجالس مشوره، تأسیس گردید. و محاکم مأموران به شورای دولتی مجالس مشاوره تعلق گرفت. بناً به منظور تعقیب اتهامات در مراحل مختلف محاکماتی به وکلای اثبات جرم ضرورت بود تا به منظور تعقیب و اقامه دعوی علیه مأموران تحت اتهام منحیث وکیل اثبات جرم عرض اندام نماید.