نزهتگه

لغت نامه دهخدا

نزهتگه. [ ن ُ هََ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) نزهتگاه. تفرج گاه. گردش گاه. آنجا که صفای خاطر و انبساط افزاید. نزهت سرا. نزهت کده. جای نزهت افزا. نزهت ستان. رجوع به نزهتگاه شود:
دید نزهتگهی گرانمایه
سبز در سبز و سایه در سایه.نظامی.خرامان خسرو و شیرین شب و روز
به هرنزهتگهی شاد و دل افروز.نظامی.گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد
عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند.حافظ.

فرهنگ فارسی

تفرج گاه. گردش گاه. آنجا که صفای خاطر و انبساط افزاید: نزهتگاه. نزهت سرا. نزهت کده. جای نزهت افزا. نزهت ستان.

جمله سازی با نزهتگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محدّث عقلا و انیس عشّاقست ندیم خاوت و نزهتگه سلاطینست

💡 گل پژمرده به نزهتگه فردوس مبر روی ناشسته به دیوان سحرگاه مرو

💡 سمن فسانه ز رخسار حور میگوید چمن طراوت نزهتگه جنان دارد

💡 آراست همه صومعه مریم که دم صبح صاحب‌خبرِ گلشن و نزهتگه روح است

💡 به هم بسته در آن نزهتگه حور دو حوض از مرمر صافی بلور

💡 بجز نزهتگه جان و دل خویش هوای سیر گلزاری ندارم

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز