کلمهی «نریزی» در فارسی ریشه در فعل «ریختن» دارد و بار معنایی آن معمولاً اشاره به خودداری، منع یا اجتناب از رهاسازی چیزی دارد. در کاربردهای مختلف، «نریزی» میتواند به معنای نریختن مایعات، دانهها یا هر چیزی که قابلیت ریختن دارد به کار رود و حالت کنترلشده یا آگاهانه فرد بر آن را نشان دهد. این واژه در متون ادبی و کلاسیک برای بیان خویشتنداری، خودنگهداری یا عدم افشای چیزی نیز به کار رفته است. از نظر معنایی، «نریزی» با واژههایی مانند خودداری، منع، اجتناب و کنترل نزدیکی دارد. بهطور کلی، این کلمه نشاندهنده عمل یا وضعیتی است که طی آن چیزی ریخته نمیشود یا فرد از افشای یا رها کردن آن خودداری میکند.
نریزی
لغت نامه دهخدا
نریزی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به نریز از قرارستاق آذربایجان. ( از سمعانی ).
جمله سازی با نریزی
💡 در ماتم حسین علی گر نریزی اشک بر حال خویش گریه کن از ناگریستن
💡 دانم که: چرا خون مرا زود نریزی خواهی که بجان کندن بسیار بمیرم
💡 به هر دو دست گیرش تا نریزی قدح پر است هین هشدار از این سو
💡 تو اگر جرعه نریزی بر خاک خاک را از تو خبرها ز کجاست
💡 کاسه پر زهرست،خود را هوش دار خون خود را خود نریزی زینهار!