لغت نامه دهخدا
نرم گردنی. [ ن َ گ َ دَ ] ( حامص مرکب ) اطاعت. فروتنی. فرمانبرداری. ( ناظم الاطباء ). خضوع. ( از منتهی الارب ). انقیاد. خشوع. تواضع. تطاوع. ( یادداشت مؤلف ):
گر وی به دست بخت بگیرد عنان چرخ
جز نرم گردنی نکند چرخ توسنش.سوزنی.
نرم گردنی. [ ن َ گ َ دَ ] ( حامص مرکب ) اطاعت. فروتنی. فرمانبرداری. ( ناظم الاطباء ). خضوع. ( از منتهی الارب ). انقیاد. خشوع. تواضع. تطاوع. ( یادداشت مؤلف ):
گر وی به دست بخت بگیرد عنان چرخ
جز نرم گردنی نکند چرخ توسنش.سوزنی.
اطاعت فروتنی خشوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر وی بدست بخت نگیرد عنان چرخ جز نرم گردنی نکند چرخ توسنش