نرم عنان
مترادفها
رام، مطیع، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
نرم عنان.[ ن َ ع ِ ] ( ص مرکب ) سلس القیاد. فرمان پذیر. منقاد.
فرهنگ فارسی
فرمان پذیر منقاد.
جمله سازی با نرم عنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرم روشترز دعای مسیح نرم عنان ترز کلام فصیح
💡 سوارکار با تجربه، با استفاده از نرم عنان و کنترل دقیق خود بر اسب، توانست در میان مسیرهای پرپیچ و خم جنگل به راحتی حرکت کند.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه از قهرمانی یاد میشود که با نرم عنان و آرامش خود، میتوانست سختترین اسبها را نیز به خوبی هدایت و رام کند.
💡 کنترل کردن یک حیوان وحشی نیازمند قدرت نیست، بلکه بیشتر به استفاده از نرم عنان و درک درست از حرکات و نیازهای آن حیوان بستگی دارد.