لغت نامه دهخدا
نرم گویی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نرم گو بودن. نرم زبانی. نرم گفتاری. رجوع به نرم گو شود.
نرم گویی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) نرم گو بودن. نرم زبانی. نرم گفتاری. رجوع به نرم گو شود.
نرم گو بودن نرم زبانی نرم گفتاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بسکه شکفته گل گل، از خار رهت گویی گل خار است دل پر خونم
💡 چون گرد میان تو در اید گویی ماریست که حلقه میشود بر کمری
💡 که خواهم قصه ای نشنیده گویی سخن از هرچه گویی، دیده گویی
💡 من نهادم دستم، بر دهان مستم تا تو گویی که تو دادهٔ گویایی
💡 تو چندان که گویی سخن گوی باش خردمند باش و جهانجوی باش