لغت نامه دهخدا
نخچر. [ ن َ چ َ ] ( اِ ) نخچل. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نخچند. ( انجمن آرا ). رجوع به نخچل شود.
نخچر. [ ن َ چ َ ] ( اِ ) نخچل. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نخچند. ( انجمن آرا ). رجوع به نخچل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزم نخچر غزالان داشت خوکانکرد صید تا که یوزان و سگان را سیر سازد زاستخوان