نخستینه

لغت نامه دهخدا

نخستینه. [ ن ُ خ ُ / ن َ خ ُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) نخستین. اولی. اولیه:
سکندر بفرمود کآرند ساز
برندش به جای نخستینه باز.نظامی.

جمله سازی با نخستینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای نخستینه فیض عالم جود اولین نسخهٔ سواد وجود

💡 بر نخستینه عهد باید بود وندران جد و جهد باید بود

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
اویس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز