ناژه

لغت نامه دهخدا

ناژه. [ ژَ / ژِ ] ( اِ ) زبانه قپان. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). زبانه ترازو. زبانه قپان. ( ناظم الاطباء ). مصحف ناره است. ( برهان قاطع چ معین حاشیه ص 2098 ). رجوع به ناره شود. || ( اِ مصغر ) نی. قصبه. ( یادداشت مؤلف ). نایژه. نایچه. رجوع به نایژه شود.

فرهنگ فارسی

نایژه

جمله سازی با ناژه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرزمین مننا به ایالات یا استان‌های متعدد و کوچک که در زبان آشوری ناژه نامیده می‌شد، تقسیم می‌شدند. ظاهراً در رأس این ایالات حکام یا جانشینانی (شاکنو) که در منابع آشوری از ایشان سخن گفته‌شده قرار داشته‌اند. به ظنّ قوی حدود ایالات مزبور در حد قلمرو قبایل بود. رئیسان و کدخدایان یا صاحبان این دهکده‌ها به زبان آشوری بل-آلی خوانده می‌شد

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز