لغت نامه دهخدا
ناهور. ( ع اِ ) ابر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سحاب. ( اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ) ( المنجد ).
ناهور. ( ع اِ ) ابر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سحاب. ( اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ) ( المنجد ).
ابر سحاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوماندان مراد که سالها در ارزگان و بامیان برای حزب شاااا جنگیده بود، با رهبر این حکومت که در ورس موقعیت دارد، اختلافنظر یافته و انشعاب میکند. مراد با افراد تحت امرش و پس از جنگهای فراوان در دره ترکمن، ناهور و غزنی سرانجام به بلاقدره میرسد. مراد در بلاقدره استقرار مییابد و خیلی زود قلمرو حاکمیتش را تا چندین دره دیگر وسعت میبخشد. بدلیل حاکمیت دولت مرکزی بر شاهراههای مواصلاتی، بلاقدره تنها راه عبور و مرور کاروانهای اکمالاتی و نقطه وصل شمال و جنوب کشور میگردد. تورگل یکی از همراهان دوران سربازی قوماندان مراد در بلاقدره از مشرقی به او ملحق میشود.
💡 کوه ناهور یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر نوده استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، باریت است.