نالوده

لغت نامه دهخدا

نالوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ناآلوده. نیالوده. پاک. تمیز. صافی. مقابل آلوده. رجوع به آلوده شود.

فرهنگ فارسی

نا آلوده. نیالوده. پاک. تمیز

جمله سازی با نالوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آن غنچه طلب نکهت همت که لب خویش نالوده به یک خنده ز گلزار جهان رفت

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز