نالوده

مترادف‌ها

پاک، خالص، بی‌گناه

متضادها

لوده، ناپاک

لغت نامه دهخدا

نالوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ناآلوده. نیالوده. پاک. تمیز. صافی. مقابل آلوده. رجوع به آلوده شود.

فرهنگ فارسی

نا آلوده. نیالوده. پاک. تمیز

جمله سازی با نالوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز آن غنچه طلب نکهت همت که لب خویش نالوده به یک خنده ز گلزار جهان رفت

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران