کلمه «ناقدی» به عنوان یک اصطلاح به معنای «نقد کننده» و «منتقد» استفاده میشود و در زمینههای مختلف علمی و ادبی به کار میرود. در تاریخ علم حدیث، «ناقدی» به اسماعیل بن عبدالوهاب ناقدی اشاره دارد، که با کنیه ابو ابراهیم شناخته میشود. او یکی از راویان حدیث در قرن چهارم هجری بوده و نقش مهمی در بررسی و نقد احادیث ایفا کرده است. وی به عنوان یک شخصیت علمی و معتبر در تاریخ علوم اسلامی، به خاطر دقت و اعتبار در نقل احادیث و ارزیابی آنها شناخته میشود. او با توجه به دانش خود، به تحلیل و نقد متون حدیثی پرداخته و در تعیین صحت و سقم روایات نقش بسزایی داشته است. به طور کلی، نام «ناقدی» نه تنها به این شخصیت خاص اشاره دارد، بلکه همچنین به مفهوم نقد و ارزیابی در علوم مختلف دلالت میکند.
ناقدی
لغت نامه دهخدا
ناقدی. [ ق ِ ] ( ص نسبی ) منسوب است به ناقد که صیرفی باشد. ( سمعانی ).
ناقدی. [ ق ِ ] ( حامص ) عمل ناقد. رجوع به ناقد شود.
ناقدی. [ ق ِ ] ( اِخ ) اسماعیل بن عبدالوهاب ناقدی، مکنی به ابوابراهیم. از راویان حدیث است و در قرن چهارم هجری میزیسته. ( از الانساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
اسماعیل بن عبدالوهاب ناقدی مکنی به ابو ابراهیم از راویان حدیث است و در قرن چهارم میزیسته.
جمله سازی با ناقدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میزان شرع مایل و طیّاه دار تو ؟ نقل دغل روان و چو تو ناقدی بصیر؟
💡 هرآنچه رای تو بگزیندش گزیده بود که رای پاک تو در ملک ناقدی است بصیر
💡 من وصف علم خویش چه گویم ترا؟ که تو هم عالمی خبیری و هم ناقدی بصیر
💡 تو ناقد سخن و برکف تو ناقد عقل جه ناقدی که خرد خوانَدَش همی صهبا
💡 سزا بود که کند خاطر تو نقد سخن که در میان بد و نیک ناقدی است بصیر
💡 زر آن زمان عزیزتر آید که ناقدی بگدازدش به بوته و بگذاردش بقال