ناشکری
مترادفها
ناسپاسی، کفران نعمت
متضادها
سپاسگزاری، قدرشناسی، شکرگزاری
لغت نامه دهخدا
ناشکری. [ ش ُ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی. ( ناظم الاطباء ). حق ناشناسی.شکر نعمت نگزاردن. کفران ورزیدن. کافرنعمتی کردن.
- ناشکری حق؛ کفران نعمت خداوند. شکر و سپاس خداوندی بجا نیاوردن:
ز نافرمانی و ناشکری حق
هزاران عید و یک قربان ندارد.عرفی ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
ناسپاسی.
فرهنگ فارسی
ناسپاسی حق نشناسی.
جمله سازی با ناشکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از نژادهای چینی هم گوشت گاو را نمیخورد چرا که عقیده دارند خوردن حیوانی که در کشاورزی بسیار مفید است، کار نادرستی است. برخی چینیهای بودایی هم گرچه خوردن گوشت گاو را تابو نمیدانند ولی این کار را نکوهش میکنند. بودائیان سریلانکا اما خوردن گوشت گاو را تابو میدانند چون معتقدند اگر حیوانی که با شیر و نیروی کاریاش زندگی قوم سینهالی را تأمین میکند، را بکشند و بخورند، ناشکری است.