نمک کوری

لغت نامه دهخدا

نمک کوری. [ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی. کافرنعمتی. کفران نعمت. حق ناشناسی.

فرهنگ فارسی

ناسپاسی ٠ کافر نعمتی ٠ کفران نعمت ٠ حق ناشناسی ٠

جمله سازی با نمک کوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌های او می‌توان به ماری کوری: جسارت دانش اشاره کرد.

💡 نفی خور خفاش تا کی کوری خود را بگو منکر فضل علی را گو بکن انکار خویش

💡 اگر بر کین من آرد جهان دست کنم کوری دشمن را جهان پست

💡 موی بشکافی به عیب دیگران ور بپرسم عیب تو کوری در آن

💡 شمع سبز من به کوری سوخت در بزم وجود آتشین بالی نشد هرگز دچارم همچو سرو

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز