لغت نامه دهخدا
موسیقی دان. ( نف مرکب ) موسیقی داننده. استاد علم موسیقی. که در فن موسیقی عالم باشد. ( از یادداشت مؤلف ).
موسیقی دان. ( نف مرکب ) موسیقی داننده. استاد علم موسیقی. که در فن موسیقی عالم باشد. ( از یادداشت مؤلف ).
(ص فا. ) کسی که علم موسیقی را آموخته باشد.
موسیقی داننده.
{musician} [موسیقی] کسی که در ساخت یا رهبری یا اجرای موسیقی، به خصوص موسیقی سازی، تبحر داشته باشد
موسیقی دان یا موزیسیَن ( به انگلیسی: musician ) به کسی گفته می شود که توانایی آهنگسازی، رهبری یا اجرا را دارد. بر اساس گزارش خدمات کاریابی ایالات متحده، «موسیقی دان» اصطلاحی کلی است که برای مشخص کردن کسی که موسیقی را به عنوان حرفه دنبال می کند، استفاده می شود. موسیقی دانان عبارتند از: ترانه سرایانی که هم موسیقی و هم اشعار ترانه ها را می نویسند، رهبرانی که اجرای موسیقی به عهده دارند، یا کسانی که برای مخاطب اجرا می کنند. موسیقی دان به طور کلی یا خواننده ای است که آواز ارائه می کند یا نوازنده ای است که سازی از موسیقی می نوازد. موسیقی دانان ممکن است به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک گروه، بند یا ارکستر اجرا کنند. موسیقی دان در یک سبک موسیقی تخصص دارند و برخی از نوازندگان بسته به فرهنگ و پیشینه در سبک های مختلف می نوازند.
نوازنده کسی است که ساز موسیقی می نوازد.
فریدون جنیدی در کتاب «نوای خوش ایران» می نویسد: خنیاگر در زبان پهلوی هونیاک کر، و با تخفیف هونیاکر بوده است، و آن نیز از یک ریشه و پسوند گر ( گر نشان دهنده کار و پیشه است = آهنگر، زرگر و… ) ساخته شده است. ریشه آن هونیاک نیز خود دارای دو بخش است، بهر نخست آن هو، همانست که در واژه هومن به معنی اندیشه نیک هنوز بجای مانده است، و با تبدیل ه به خ که در زبان شناسی مورد پژوهش قرار گرفته از آن واژه خوب امروز ساخته شده. دیگر بخش، نیاک است، که دگرگون شده واژه نواک باشد که امروز نوا خوانده می شود. خنیا یا هونیاک به معنی آوازِ خوب یا نوای خوش است. از مهم ترین مُهرنگاره های خنیاگری (:موسیقی ) در جهان؛ باید از آنچه که در «چوغامیش» یا خوزستان فعلی برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می دهد. در این بزم باستانی، دسته ای خنیاگر (:نوازنده ) دیده می شوند که هر کدام، به نواختن سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران (:ارکستر ) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می بینیم که نوازنده ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده ای است که «آواز» می خواند. ما همانند این خنیاگران را در «ایلام» و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه هایی در دست است که نشان می دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می زیستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لوریس چکناواریان موسیقی دان برجسته ایرانی و سازنده اپرای رستم و سهراب، فردوسی و شکسپیر را به عنوان مفاخر ادبیات جهان دانست و گفت: نمیتوان آنها را در یک کشور خاص محدود کرد.
💡 بیشترین فعالیتهای هنری ایمان جعفری پویان در جایگاه موسیقی دان و نوازنده به شرح زیر میباشد:
💡 نقش برجستهٔ دیگری به نام «کول فرح» (کول فرعون) که سه موسیقی دان در مراسم مذهبی تقدیم قربانی به خدایان نشان میدهد که یکی دف و دو نفر دیگر چنگی با نام «ون» مینوازند.
💡 براساس نتیجهٔ سال ۲۰۱۵، این گروه در ۱۰ موسیقی دان نمونه اوکراینی (گستردهترین جوامع تأیید شده) شبکه اجتماعی وی کی رتبه ششم یا رتبه چهارم را در بین گروههای موسیقی اوکراینی کسب نمود.
💡 در عین حال دو وجه کاملاً متمایز انسان در مواجه با موسیقی نیز مورد بحث قرار میگیرد: جایگاه اجتماعی موسیقی دان و ارتباط زبان با موسیقی.
💡 حمید موسیقی دان جوانی است که در جامعهٔ هنری آوازهای دارد و در هتلها و کابارهها برنامه اجرا میکند…