منکوحه
کلمهی «منکوحه» صفت یا اسمی است که به زن شوهردار یا زنی که ازدواج کرده، اطلاق میشود. ریشهی آن از مصدر «نكاح» به معنای ازدواج و پیمان زناشویی گرفته شده است. در متون فقهی و ادبی، «منکوحه» به زنی گفته میشود که عقد نکاح بر او جاری شده باشد. این واژه در قرآن و روایات نیز برای اشاره به زنان متأهل و دارای حق و حقوق زناشویی به کار رفته است. به عبارت دیگر، «منکوحه» بیانگر وضعیت قانونی و اجتماعی زن از نظر ازدواج است. در ادبیات کلاسیک فارسی، این کلمه معمولاً برای تمجید از زن شوهردار و بیان جایگاه او استفاده میشود. بنابراین «منکوحه» هم جنبهی قانونی دارد و هم بار معنایی اجتماعی و اخلاقی دربردارد.
مترادفها
زن شوهردار، متاهل
متضادها
مجرد، عزب
لغت نامه دهخدا
منکوحه. [ م َ ح َ / ح ِ ] ( ع ص، اِ ) منکوحة. نکاح کرده شده و عقد ثبت شده و زناشویی کرده شده. و زن عروسی کرده را گویند. ( ناظم الاطباء ). زن نکاح کرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ). زن.زوجه. معقوده. زن کابین کرده. بعله. حلیلة. حلال. همسر. جفت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): منکوحه برادر را خطبت کرد و از مزید خلوص و وفور نصوع در خدمت اعلام داد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 403 ).
فرهنگ عمید
زنی که به عقد ازدواج دایم درآمده، نکاح کرده شده، عقدشده.
فرهنگ فارسی
نکاح کرده شده، زن عقد شده، زنی که به عقدازدواج دائم در آمده
( اسم ) مونث منکوح زن عقد شده.
جمله سازی با منکوحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زنان قانونی را منکوحه مینامند که بر طبق اسلام هر فرد میتواند چهار زن قانونی عقد کند که البته هیچکس بیشتر از یک زن منکوحه ندارد.