مقرو

لغت نامه دهخدا

مقرؤ. [ م َ رُءْ ] ( ع ص ) مقرو. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده بعد شود.
مقرو. [ م َ رُوو ] ( ع ص ) خوانده شده و خوانا و قابل خواندن. مقرؤ. ( ناظم الاطباء ). آنچه خوانده شود. مقروء. مَقْری. ( از اقرب الموارد ). خوانا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

قرائت شده، خوانده شده.

فرهنگ فارسی

خوانده شده و خوانا و قابل خواندن.

جمله سازی با مقرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چنان که ذات ایزد، سبحانه و تعالی، در دل ما معلوم است، و با زبان مذکور است و علم ما آفریده و معلوم قدیم و ذکر ما آفریده و مذکور قدیم، ذات سخن همچنین قدیم است و در دل ما محفوظ است و به زبان ما و مقرو در مصحف مکتوب محفوظ نامخلوق و حفظ مخلوق و مقرو و نامخلوق و قراء مخلوق، و مکتوب نامخلوق و کتابت مخلوق.

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز