مسیر موقت

مترادف‌ها

راه گذری، مسیر موقت

متضادها

مسیر دائمی

فرهنگستان زبان و ادب

{detour} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] راهی که به طور موقت بین دو نقطه از راه اصلی کشیده شود

ویکی واژه

راهی که به‌طور موقت بین دو نقطه از راه اصلی کشیده شود.

جمله سازی با مسیر موقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اوایل دهه بیست قرن حاضر بنا به اظهارات اهالی یک فروند هواپیمای حامل اتباع خارجی در اثر محدودیت دید ناشی از مه غلیظ در نزدیکی تپه تاریخی موصوف فرود اضطراری و با اطلاع دادن به اردبیل و با آماده نمودن مسیر موقت دوباره از زمین برخواسته رهسپار تهران می‌شود. -محمدزاده-

💡 به دلیل عملیات تعمیرات جاده‌ای در محور اصلی شهر، پلیس راهنمایی و رانندگی اعلام کرد که رانندگان باید از مسیر موقت تعیین شده استفاده کنند.

💡 مهندسان سایت ساختمانی برای عبور ایمن ماشین‌آلات سنگین، یک مسیر موقت در کنار ساختمان اصلی ایجاد کردند تا از آسیب به زیرساخت‌ها جلوگیری شود.

💡 در طول برگزاری جشنواره بزرگ موسیقی، مدیریت شهری تصمیم گرفت تا یک مسیر موقت برای پیاده‌روها ایجاد کند تا امنیت جمعیت حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران