مانع موقت

مترادف‌ها

مانع گذرا

متضادها

مانع دائمی

فرهنگستان زبان و ادب

{temporary barrier} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] مانعی برای جلوگیری از ورود وسایل نقلیه به محوطه های ساخت وساز یا عملیات نگهداری و مرمت راه که درعین حال به دلیل خاصیت ضربه گیری از شدت برخوردهای احتمالی و خسارات ناشی از آنها می کاهد

ویکی واژه

مانعی برای جلوگیری از ورود وسایل نقلیه به محوطه‌های ساخت‌وساز یا عملیات نگهداری و مرمت راه که درعین‌حال به دلیل خاصیت ضربه‌گیری از شدت برخوردهای احتمالی و خسارات ناشی از آنها می‌کاهد.

جمله سازی با مانع موقت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حزب فرانک از این موضع استارچویچ که صرب‌ها مانعی برای بلندپروازی‌هلی سیاسی و سرزمینی کرواسی هستند استقبال کرد و نگرش‌های تهاجمی صرب‌ستیز به یکی از ارکان حزب تبدیل شدند. پیروان حزب ملی‌گرای افراطی حزب حقوق خالص به عنوان فرانکیست‌ها (Frankovci) شناخته می‌شدند و خاستگاه اصلی اعضای جنبش متقدم اوستاشه تبدیل شدند. پس از شکست قدرت‌های مرکز در جنگ جهانی نخست و فروپاشی امپراتوری اتریش-مجارستان، دولتی موقت در مناطق جنوبی امپراتوری تشکیل شد که به پادشاهی صربستان وابسته به متفقین پیوست تا پادشاهی صرب‌ها، کروات‌ها و اسلوونی‌ها (بعدها به یوگسلاوی معروف شد)، تحت سلطه دودمان کارادوردویچ صرب، را تشکیل دهد.

💡 وجود یک مانع موقت در مسیر اصلی جاده باعث شده است که ترافیک سنگینی در ساعت‌های اوج مصرف در این منطقه ایجاد شود.

💡 کارگران برای انجام عملیات تعمیرات زیرزمینی، یک مانع موقت در ورودی ساختمان قرار داده‌اند که باید با احتیاط از آن عبور کرد.

💡 در فرآیند تولید، بروز یک مانع موقت در خط تولید می‌تواند باعث تأخیر در ارسال محصولات به مشتریان و کاهش سودآوری گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران