فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مستبصر درحالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده را نکنند ).
( اسم ) جمع مستبصر درحالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده را نکنند ).
[ویکی الکتاب] معنی مُسْتَبْصِرِینَ: بینایان - بصیرت داران
ریشه کلمه:
بصر (۱۴۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی به منظور آگاهی بخشی و نشر معارف اهل بیت و مذهب تشیع ویژه گردشگران بینالمللی و مستبصرین در مشهد، مرکز نشر معارف اهل بیت را تأسیس خواهد کرد.