مردم دار

لغت نامه دهخدا

مردم دار. [ م َ دُ ] ( نف مرکب ) خوش سلوک. خوش رفتار. که با مردم باحسن سلوک. خوشروئی و ملایمت رفتار کند. که دیگران رانیازارد و نرنجاند. که پاسدار خاطر مردمان باشد: مردم دار و خداوند دوست بودی. ( سیاست نامه ).
نرگس مست نوازش کن مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد.حافظ.

فرهنگ عمید

کسی که با مردم خوش رفتاری کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که با مردم بخوشی رفتار کند آنکه با دیگران مماشات و مدارا کند: و مردم دار و خداوند دوست بودی.

جمله سازی با مردم دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترا من دیدهام در جادویی دست تویی جادوی مردم دار پیوست

💡 چشم مردم دار و لب خندان و ابرو بی گره بهر محنت دیدگان مجموعه الطاف بود

💡 دیده مردم دار باشد چشم تو خاطر مردم نمی دارد نگاه

💡 با وجود مردم آزاری چو چشم آهویت مست مردم دار نبود ور بود نبود چنین

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز