لغت نامه دهخدا
متبادل. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) معاوضه کننده. ( آنندراج ). || معاوضه کرده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبادل شود.
متبادل. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) معاوضه کننده. ( آنندراج ). || معاوضه کرده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبادل شود.
معاوضه کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط نبطی در صحرای سوریه در منطقهٔ دولت «بنیغَسّان» میان بازرگانان متبادل گردیده و تغییرات یافته و بهواسطهٔ تجار به مراکز بازرگانی و فکری حجاز منتقل شده و منتشر گردیده است. بعید هم نیست که در این تغییرات مردم حیره و اتباع دولت «آل مُنذَر» که با مکه و مدینه روابط بازرگانی داشتهاند نیز سهیم باشند.بعضی برآنند که عربها خط نبطی را از «حوران» در اثنای آیند و روند خود به شام و بهواسطهٔ بازرگانان آموختهاند. خط عربی یا خط اسلامی از خط نبطی و خط نبطی از خط آرامی مأخوذ است و یمنیها هم مستقیماً خط مُسند را از آرامیان گرفتهاند.