لغت نامه دهخدا
هفت گوهر. [ هََ گ َ / گُو هََ ] ( اِ مرکب ) اجساد سبعه، هفت فلز. زر و سیم و قلع و مس و آهن و سرب و خارصینی. ( ازیادداشت مؤلف ). رجوع به هفت گوهران و اَجساد شود.
هفت گوهر. [ هََ گ َ / گُو هََ ] ( اِ مرکب ) اجساد سبعه، هفت فلز. زر و سیم و قلع و مس و آهن و سرب و خارصینی. ( ازیادداشت مؤلف ). رجوع به هفت گوهران و اَجساد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مجموعهٔ اوّل، لیف، پسر آهنگری علیل در شهر دل -پایتخت دلتورا- در روز تولد ۱۶ سالگی اش توسط والدینش برای پیدا کردن هفت گوهر گمشده کمربند دلتورا به سفری طولانی دور تا دور دلتورا فرستاده میشود.