مایدشت
لغت نامه دهخدا
مایدشت. [ دَ ] ( اِخ ) قلعه و شهری است از نواحی خانقین. ( از معجم البلدان ). قلعه و قریه ای باشد به نزدیکی خانقین. ( مراصد الاطلاع ). ولایتی است قریب پنجاه پاره دیه بود و در صحرایی واقع است که متصل میدان بزرگ است و علفزارهای در غایت خوب است و هوایی معتدل دارد و آبش از جبالی که در آن حدود است برمی خیزد. ( نزهةالقلوب، جزء 3 ص 108 ). امروز به ماهیدشت اشتهار دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ماهیدشت شود.
فرهنگ فارسی
قلعه و شهری از نواحی خانقین
جمله سازی با مایدشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در قرن نهم و اوایل قرن دهم کرمانشاه مورد یورش سپاه ترکان عثمانی قرار گرفت و در کتابهایشان آوردهاند هرسین و مایدشت حکومت دارد ولی کرمانشاه ویران گشتهاست. در اوایل قرن یازدهم کرمانشاه به نام مزرعهای معروف میگردد.
💡 ماهیدشت در زبان محاوره محلی، مایشت یا مایدشت تلفظ میشود.