لیغ

لغت نامه دهخدا

لیغ. [ ل َ ی َ ] ( ع اِمص ) گولی تام. ( منتهی الارب ).
لیغ. [ ل َ ] ( ع مص ) چیزی از کسی خواستن. ( منتهی الارب ). لاغه؛ راوده عنه. ( اقرب الموارد ). راوده لینتزعه. ( اقرب الموارد از لسان ).
لیغ. ( اِ ) برگ نی ( در رشت متداول است ).
لیغ. ( ع ص ) بددل. ( غیاث ).
لیغ. [ ل َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) طعام ٌ سَیِّغٌ لَیِّغٌ؛ یَسوغ فی الحلق. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

از اتباع طعام سیغ لیغ یسوغ فی الحلق ٠

جمله سازی با لیغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نسخه بر لیغ ملک سرمد است نامه ی ناموس شرع احمد است

💡 تپه منجیق لیغ مربوط به دوره سلجوقیان است و در شهرستان خدابنده، روستای چنگوری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۶ با شمارهٔ ثبت ۱۳۸۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز