لوعات
مترادفها
رنجها، اندوهها، دردهای جانکاه
لغت نامه دهخدا
لوعات. [ ل َ ] ( ع اِ ) سوزشهای دل در دوستی کسی. ( غیاث ).
جمله سازی با لوعات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مه در هوای آنکه شود نعل مرکبت هر مه دو هفته در لوعات دق اوفتد
💡 شاعر در این قصیده بلند، با استفاده از کلمات بسیار سوزناک، لوعات و دردهای ناشی از جدایی از معشوق را با ظرافت هنری تمام توصیف کرده است.
💡 کتاب تاریخ با روایتی غمانگیز از لوعات و رنجهایی که مردم در زمان جنگ و قحطی متحمل شدند، نوشته شده است تا درسهای عبرتآموز باشد.
💡 صدای گریههای سوزناک و لوعات مردم در آن مراسم سوگواری، فضای بسیار غمانگیزی را بر تمام حاضران در آن مراسم شب از نیمه شب حاکم کرده بود.