لوع

لغت نامه دهخدا

لوع. [ ل َ ] ( ع مص ) لَوعَة. سوختن دوستی دل کسی را و بیمار ساختن. ( منتهی الارب ). اندوه و محبت عشق دل را بسوختن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ). || سوزش عشق. ( منتخب اللغات ). || بددل گردیدن. || حریص و بدخوی گشتن. || برگردانیدن آفتاب گونه چیزی را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

اندوه و محبت عشق دل را بسوختن یا سوزش عشق.

جمله سازی با لوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگزیده خدمت تو زمانه بصد و لوع بگرفته دامن تو سعادت بصد شرف

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز