لقیب
مترادفها
لقب، عنوان
لغت نامه دهخدا
لقیب. [ ل َ ] ( ع ص ) هم لقب. لقب تاش.
فرهنگ فارسی
هم لقب. لقب تاش
جمله سازی با لقیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 احن شوقا الی دیار لقیب فیها جمال سلمی که میرساند از آن نواحی نوید لطفی به جانب ما
💡 آن شاعر بزرگ در طول دوران زندگی خود با لقیبی بسیار زیبا و معنادار در میان مردم و ادبای زمانه خود شناخته میشد.
💡 در متون تاریخی، بسیاری از فرمانروایان بزرگ با لقیبهایی باشکوه یاد شدهاند تا قدرت و عظمت دوران حکومت خود را به نمایش بگذارند.
💡 او که به دلیل دانش فراوانش در علم نجوم مشهور بود، با لقیبی بسیار محترمانه در میان دانشمندان عصر خود مورد توجه قرار میگرفت.