لعل لب

لغت نامه دهخدا

لعل لب. [ ل َ ل َ ] ( ص مرکب ) کنایه از معشوق. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه دارای لبی لعل فام باشد ۲- روشنی وسفید.

جمله سازی با لعل لب

💡 مطرب سخنی سر کن زان لعل لب شیرین تا شور حریفان را در بزم به پا بینی

💡 باده هایی که رسیدند به لعل لب یار مزد آن است که در سینه خم جوشیدند

💡 خیال لعل لب یار واعظ امشب باز بدیده ام، چو نمک ساخت خواب شیرین را

💡 یا به مکیدن لبی جان به بها طلب مکن یا بستان و بازده لعل لب مکیده را

💡 در مدح قامت تو و لعل لب تو بود هر جا رسیده است به گوشم کلام فیض

💡 آن چنان تشنه ی لعل لب سیراب توام کاب حیوان نتواند که کند سیرابم

همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز