لغت نامه دهخدا
قفا کردن. [ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت کردن. ( از آنندراج ):
به جاه و حشمت دنیا چرا قفا نکند
کسی که همچو نظیری مسلمی دارد.( از آنندراج از غوامض سخن ).
قفا کردن. [ ق َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پشت کردن. ( از آنندراج ):
به جاه و حشمت دنیا چرا قفا نکند
کسی که همچو نظیری مسلمی دارد.( از آنندراج از غوامض سخن ).
( مصدر ) پشت کردن بچیزی اعراض کردن از چیزی: بجاه و حشمت دنیا چرا قفا نکند کسی که همچو نظیری مسلمی دارد ?
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر که به ناچار کرد از سر کویت سفر منزلش اول قدم رو به قفا کردن است