قعری

لغت نامه دهخدا

قعری. [ ق َ را ] ( ع ص ) ( قصعة... ) کاسه ای که در وی چیزی به قدر پوشش ته آن باشد. ( اقرب الموارد ). رجوع به قعران شود.

جمله سازی با قعری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علایق هر یکی قعری ز دوزخ عوایق هر یکی در وی شرار است

💡 معدهٔ نهنگ‌ها، مانند گوشت‌خواران خشکی، دارای دو تا سه بخش است. نهنگ‌های بی‌دندان یک پیش‌شکمچه در امتداد مری خود دارند تا مواد غیرخوراکی مانند سنگ‌ها در آن ریخته شود. علاوه بر آن، بخش‌های بندآر و قعری هم در معدهٔ آن‌ها وجود دارد.

💡 آنجا که کنده باشد تلی شود چو کوه آنجا که قلعه باشد قعری شد چویم

💡 سوزنده‌تر از آتش تیزی به‌ گه خشم کز قعری ثَری تا به ثریا لهب توست

💡 تو در قعری کجا باشد بهایت بهای تست جان بی حدّ و غایت

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز