قصه کوتاه
مترادفها
داستان کوتاه
متضادها
داستان بلند، رمان
لغت نامه دهخدا
قصه کوتاه. [ ق ِص ْ ص َ/ ص ِ ] ( شبه جمله ) قصه کوته. القصه. ( آنندراج ). معالقصه. الحاصل. ( آنندراج ). خلاصه. مخلص. مخلص کلام. باری.سخن مختصر. ( آنندراج ). سخن کوتاه. ( آنندراج ). این را در وقتی گویند که خواهند سخن را به پایان رسانند ومجمل بیان نمایند. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ).
فرهنگ فارسی
قصه کوته خلاصه مخلص
جمله سازی با قصه کوتاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلوه گر در بلند و پست تویی قصه کوتاه هر چه هست تویی
💡 هر کس ز سر قیاس چیزی گفتند معلوم نگشت و قصه کوتاه نشد
💡 جامی اطناب در سخن نه سزاست قصه کوتاه کن که وقت دعاست
💡 درازی این قصه کوتاه کردم همه در بقای تو بادا درازی
💡 به تاریخش رقم کن قصه کوتاه ریاست نالد از مرگ رئیس آه
💡 چون روز وصال قصه کوتاه کنیم شبهای دراز دردمندان دیدیم
💡 نوشتن یک قصه کوتاه که بتواند در چند صفحه بسیار محدود، تمام احساسات و پیچیدگیهای یک زندگی انسانی را منتقل کند، هنر دشواری است.
💡 او همیشه در زمانهای آزاد خود به مطالعه قصه کوتاه میپردازد تا بتواند از تکنیکهای نویسندگان بزرگ در آثار خودش الهام بگیرد.
💡 قصه کوتاه برخلاف رمانهای بسیار طولانی، معمولاً بر یک موقعیت واحد یا یک لحظه حساس از زندگی شخصیتهای داستان تمرکز دارد.