قرابتی

لغت نامه دهخدا

قرابتی. [ ق َ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به قرابت و خویشی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به قرابت مربوط و متعلق به خویشاوندی.

جمله سازی با قرابتی

💡 به خال لب خط سبزت قرابتی دارد لب تو از دم عیسی نیابتی دارد

💡 احمد، باقر، علی و جعفر، چهار تنی هستند که گفتگو میان آنها رخ می‌دهد. احمد کتاب‌های کسروی را خوانده و قرابتی با او دارد و جعفر با دیدهٔ منفی و تعصب شدید به اسلام به اندیشه‌های او می‌نگرد.

💡 وجه سوم قول ضحاک و مجاهد و سدی و جماعتی مفسران. گفتند: این آیت بمکه فرو آمد و این خطاب با مشرکان قریش است و با کفار عرب که ایشان با یکدیگر میگفتند: أ ترون محمدا (ص) یسئل علی ما یتعاطاه اجرا؟ گویی این محمد باین کار که پیش گرفته، هیچ مزدی میخواهد؟ بجواب ایشان این آیت آمد که: لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً، لکن، آمرکم ان تودونی لاجل قرابتی و ان لم تصدقونی برسالتی فلا تؤذونی.

پاک کننده یعنی چه؟
پاک کننده یعنی چه؟
سیه مو یعنی چه؟
سیه مو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز