قدمیه

لغت نامه دهخدا

( قدمیة ) قدمیة.[ ق ُ دُ می ی َ ] ( ع اِمص ) پیش پیش رفتگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || تبختر. ( اقرب الموارد ).
قدمیة. [ ق َ دَ می ی َ ] ( ع اِ ) نوعی از پوست سرخ. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با قدمیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال النّبی (ص): «انّ الحمیم لیصبّ علی رؤسهم فینفذ الجمجمة حتی یخلص الی جوفه فیسلت ما فی جوفه حتی یمرق من قدمیه و هو الصهر ثمّ یعاد کما کان.

💡 و روی انس ان رجلا اتی النبی (ص)، و قد توضأ و ترک علی قدمیه مثل موضع الظفر، فقال رسول اللَّه: «ارجع فأحسن وضوءک».